وقتی نی نی به عمه کادو داد
سلام دیروز کلی بردمت دردری میدونی چون میخواستیم برا عمه کادو بخریم تو را چند مغازه نی نی فروشی هم رفتیم کلی چیزهای قشنگ دیدیم داشتم توراه به این فکر میکردم که از این به بعد باید با یک نی نی کپل جغلی وشیطون برم خرید که هر دفعه منو سمت یک مغازهمیکشه میگه من اینو میخوام من اون میخوام بعد تو همین فکر بودم که یک شال خشکل دیدم وبای عمه جون خریدیمش دو گل سر کوچولو هم از طرف تو خریدم بعد هم تو هوس سیب زمینی کردی که برات سیب زمینی خریدم وباهم خوردیم بعدم اومدیم خونه بابایی اومد با هم رفتیم خونه عزیز جون کادوها رو دادم به عمع عزیز جون گفت فکر کن این دو تا گل سر کوچو لو تو دستاش بعد گل سر ها رو بوس کرد خیلی شادی کرد خلاصه شام خوردیم و اومدیم خونمون لا لا کردیم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



وقتی نی نی به عمه کادو داد
